|
مصطفى خدابخشى مى گويد: همه اش دو ميليون تومان ناقابل است. مى گويد اين كه كار هر روز من نيست بيايم بانك تا چك نقد كنم.......... + نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388 11:23 توسط مصطفی خدابخشی |
محمد رضا هاديلو هر كار مى كنم تا چشمم به آن صورت ملتمس نيفتد، باز هم نمى توانم. + نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388 11:8 توسط مصطفی خدابخشی |
اميد سليمى بنى + نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388 10:59 توسط مصطفی خدابخشی |
كم نه... درست مصرف كنيم محمدرضا هاديلو امروز يكي از اصول اساسي فرآيند توسعه، بهرهوري و استفاده بهينه از امكانات است. بهرهوري، مقولهاي جامع و موثر در نظر گرفته ميشود كه بايد به صورت يك فرهنگ، تمام ابعاد زندگي فردي و اجتماعي را در خانواده، مكانهاي كسب و كار، تحصيل و... دربرگيرد. در واقع توسعه وقتي حاصل ميشود كه از منابع موجود حداكثر بهرهبرداري صورت گيرد، در چنين وضعيتي جامعه از تمام فرصتهاي ايجاد شده، با كمترين امكانات بيشترين استفاده را ميكند. بهره وري، استفاده درست از فرصتها، امكانات، قابليتها و نيروهاست، كه با توجه به حركت روبه رشد جامعه ايراني به سمت توسعه و ترقي، لازم است، برنامهها و شيوههاي اصولي بهرهوري به تمام افراد جامعه آموزش داده شود. يك زن خانهدار،يك جوان، كارگر،مهندس، مدير و به طور كلي تكتك اقشار مختلف جامعه بايد ياد بگيرند كه چگونه از فرصتهاي موجود بهترين استفاده را بنمايند. يك برنامهريزي درست باعث كاهش اتلاف وقت، انرژي و هزينه ميشود و متعاقب آن راندمان و بازده كاري بالا ميرود. متاسفانه برنامهريزي به عنوان يكي از پايههاي اصلي بهرهوري كمتر مورد توجه قرار ميگيرد، در حالي كه با استفاده از آن ميتوان در اكثر شرايط زندگي اجتماعي، اقتصادي و حتي سياسي به موفقيتهاي زيادي رسيد. افزايش مهارتها، آموزش و بهرهگيري از تجربههاي ديگران، برنامهريزي و ميل به پيشرفت از عوامل موثر بهرهوري هستند. اما بايد پرسيد، چرا در كشور ما بازده كاري پايين است. يا به زبان سادهتر، چرا كارمندان و كارگران ايراني با كار زياد و صرف انرژي مضاعف به هدفهاي دلخواه نميرسند. عشق به كار علي رسولي، دبير آموزش و پرورش ميگويد: «عشق به كار و رضايت از شغل از مهمترين اركان بهرهوري در جامعه است. وقتي يك معلم از نظر مالي تامين نباشد، علاقه خود را نسبت به شغلش از دست ميدهد. در اين صورت با اينكه از صبح تا ظهر مشغول تدريس است اما كارش بازده لازم را ندارد.» او ادامه ميدهد:«به دنبال رفع نيازها، ايجاد علاقه ورضايت، بالا رفتن راندمان كاري قرار دارد. چطور ما ميتوانيم از كارمنداني كه داراي دو شغل هستند، انتظار كار مثبت آن هم در سطح عالي داشته باشيم. آمارها نشان ميدهند افرادي كه داراي دو شغل هستند، هرگز نميتوانند، در كارهايشان به صورت ايدهآل موفق شوند، چون انرژي آنها به جاي اينكه در يك نقطه تخليه شود در دو جا صرف ميشود و اين باعث افت بهرهوري است.» به عقيده كارشناسان بهرهوري با ماهيت و روند توسعه فرهنگ هر جامعهاي رابطه مستقيم دارد و با بالا رفتن بهرهوري، فرهنگ جامعه نيز شكوفا ميشود. مهره چيني درست مديريت اصولي ميتواند در افزايش بهرهوري كمك موثري باشد. صحيح چيده نشدن مهرههاي مديريتي در كشور ما يكي از عوامل افت كاري و پايين آمدن بهرهوري است. اگر ما بخواهيم با فشار يا زور بازده كاري را بالا ببريم، نتيجه حاصله عكس خواهد شد، وقتي اهداف يك سازمان براي كاركنانش مشخص نشود، كاركنان در تصميمگيريها دخالت نميكنند و احساس مسئوليت پايين ميآيد. در اين نظام فرهنگ خوش خدمتي و چاپلوسي افزايش مييابد و سرپرست به جاي بالا بردن سطح كيفي و كمي كار به دنبال گزينش افرادي مطابق ميل خود ميگردد. در هر سازمان يا نظامي در درجه اول بايد كاركنان در تمام سطوح احساس مسئوليت كنند. با مشخص شدن اهداف و مسئوليتپذيري، آموزش، اختراع و نوآوري زياد و مشاركت به عنوان يك ارزش در جامعه مطرح ميشود، در اين حركت فرد ناخواسته در خانواده نيز احساس مسئوليت ميكند و بهرهوري از حالت جمعي و اجتماعي، در زندگي فردي و شخصي نيز ارتقا مييابد. نقش خانواده در آموزش بهرهوري به صورت يك فرهنگ در همه ابعاد زندگي فردي و اجتماعي افراد بسيار حائز اهميت است. خانواده به عنوان كوچكترين و بنياديترين واحد اجتماعي، زمينههاي ذهني و عاطفي انسانها را كه بر كار آنها تاثير اساسي دارد پرورش ميدهد. ايجاد فرهنگ بهرهوري به صورتي كه ضامن تداوم و ارتقاي آن باشد، نيازمند توجه عميق در زمينه تعليم و تربيت و آموزش بهينه فرزندان در خانواده است. اين روش ميتواند مقدمهاي باشد تا به مرور زمان بهرهوري را به صورت يك نگرش و فرهنگ عمومي درآورد. درست مصرف كردن خانم عسكري، خانهدار، بهرهوري را در استفاده صحيح از اسباب و وسايل و مصرف درست كالاها ميداند و ميگويد: «حتما نبايد چيزي توليد بشود يا وسيلهاي اختراع بشود، بلكه مصرف درست نيز نوعي بهرهوري به شمار ميآيد. وقتي در زندگي اسراف نباشد و هر وسيلهاي به اندازه عمري كه براي آن مشخص شده است، مورد استفاده قرار گيرد به اقتصاد خانواده و جامعه كمك ميشود.» علي عربلو نيز آموزش و دادن اطلاعات را در بالا بردن بهرهوري موثر ميداند و ميگويد:«بسياري از افراد با شنيدن كلمه بهرهوري به فكر صنايع بزرگ با كارهاي عظيم ميافتند، ولي با آشنا كردن و ارائه اطلاعات بايد به مردم آموزش داد كه بهرهوري در خانه، خانواده، محيط كار و حتي كارهاي شخصي نيز اهميت دارد. هنوز خيلي از افراد نميدانند كه چگونه از وقت خود به بهترين صورت استفاده كنند يا نوع بهرهگيري از امكانات پيرامون خود را آموزش نديدهاند.» او با اين توضيح كه بيش از 10سال در كشور ژاپن مشغول به كار بوده است ادامه ميدهد:«شعار اول ژاپنيها اين است كه بتوانند با دست خالي به توليد بپردازند. آنها به علم ، تكنولوژي يا وسايل اطراف خود بسنده نميكنند و اعتقاد دارند بايد طوري آموزش ببينند كه در صورت نبود اين امكانات نيز بتوانند روي پاي خود بايستند و به خود متكي باشند. اما متأسفانه در ايران با وجود اين همه امكانات هنوز آموزشي در جهت استفاده درست از آنها ارائه نشده است و اگر هم آموزشي هست به صورت ثابت و در جا است و تغيير يا پيشرفتي در آن به چشم نميخورد.» كمي تامل به راستي بايد از خود پرسيد آيا تاكنون در خريد، مصرف، انرژي و حتي برنامهريزيهاي خود دقت و توجه لازم را كردهايم؟! با نگاهي به نوع مصرف در زندگي روزمره افراد ميتوان به اين حقيقت پي برد كه بهرهوري در زندگي ما بسيار كمرنگ است. اتلاف وقت در صف اتوبوسها، آگاه نبودن از مسئوليتهاي كاري، مصرف بيرويه انرژي، اسراف آب، نان و موادغذايي ديگر، ايجاد ترافيك با رفتارهاي نادرست و غير اجتماعي و هزاران نمونه ديگر كه هر روز با آنها در ارتباطيم جزو ناآگاهيهاي ما به شمار ميآيند. انسانها در تمام طول تاريخ درصدد كسب حداكثر سود بودهاند و هرگز نميتوان كسي را يافت كه از ضرر راضي باشد. ميتوان با آشنا كردن خانوادهها با شيوههاي رسيدن به بهرهوري و ارتقاي آن در مدارس، در نهايت جامعهاي آگاه با اصول بهرهوري پرورش داد. متاسفانه كسي از كسي بازخواست نميكند اگر به شخصي مسئوليتي داده مي شود بايد از او كار بخواهند. وقتي افراد را به حال خود رها كنند، وضعيتي پيش مي آيد كه امروز شاهديم، فرق نميكند، از يك كارگر ساده تا يك مدير ارشد بايد در مقابل كارهايشان بازخواست شوند، فقط در اين صورت است كه بازده كار بالا ميرود، چون اشخاص در مقابل كارهايشان پاسخگو خواهند بود. بهبود و افزايش بهرهوري نياز به برنامه و آموزش همهجانبه دارد. + نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388 8:59 توسط مصطفی خدابخشی |
خیلی خوش تیپه، هر دفعه که نگاهش می کنم انگار یکی تو قلبم داره جفت پا می پره بالا و پایین. هر کاری می کنم تو دانشگاه نگاهش نکنم نمی شه؛ دوست ارم با هم راه بریم و گپ بزنیم و یه عالمه بخندیم. وای داره می یاد؛ شمارمو چطوری بهش بدم؟، چطوری شروع کنم؟، رنگم پریده، نمی تونم بگذرم، می خوام دوستم باشه این قدر که راحت بتونم بهش بگم عزیزم؛ یعنی دوست من می شه؟، اگه ببینم یه رو.ز با یکی دیگست نمی تونم تحمل کنم. سلام خانم ، من خیلی وقته که به شما علاقه مند شدم و دوست دارم با شما دوست بشم اگه اجازه بدین می خوام شمارمو بهتون بدم؟ شمارمو گرفت و. ... این قصه تکرار مکررات هزاران پسر و دختری است که این روزها با ذوق و شوق بسیار به دانشگاه، کلاس های آموزشی و حتی محل کار می روند است. قصه ای که نه سر دارد نه ته. دوستی خیابانی و. یا به عبارت عامیانه تر دوستی دختر و پسر موضوعی است که می بایست از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار گیرد که طی آن مشخص گردد چه عواملی باعث ایجاد رابطه های پنهان بین دو جنس مخالف در محیط های گوناگون می گردد. بیداری غرایض جنسی و تمایل برای ایجاد ارتباط با جنس مخالف یکی از اصلی ترین عوامکلی است که باعث می گردد تا فرد در سنین 9 تا 15 سالگی و یا به عبارتی در دوران بلوغ جنسی تمایل شدیدی را در برقراری این ارتباط از خود نشان دهد. ارتباطی که هیچ چیز از قواعد بازی آن را نمی داند و فقط به صرف برطرف کردن خواسته های غریضی رو به آن می آورد. علت بعدی برای گرایش افراد به این دست از دوستی ها عدم توانایی والدین در آموزش معارف دینی به کودکان و عدم آموزش کودکان جهت تجزیه و تحلیل مسائل جنسی می باشد. عدم وابستگی عاطفی در بین والدین و فرزندان عامل دیگری است که طی آن فرد در خود نوعی خلع را احساس نموده و در پی برطرف نمودن این خلع در محیط خارج از خانه باشد. شایان یکی از دانشجویان رشته مکانیک دانشگاه ... است. ظاهرش به هیچ وجه به دانشجو نمی خورد به نحوی که اگر وی را در دانشگاه نمی دیدم باورم نمی شد که وی دانشجو است. موهای فشن، ریش لنگری با یک عینک ریبن همه چیزهایی هستند که او را مورد علاقه بسیاری از دخترهای دانشگاه نموده است. شایان می گوید وقتی با دختری ارتباط برقرار می کنم یک نوع غرور خاص در من به وجود می آید. از آن دست غرورهایی که در دل ایجاد می شود و می گوید تو تونستی ولی دیگرون نتونستن. با دختر بودن برام بسیار لذت بخش تر از دوستی با پسرهاست. اگه کل دوست های پسرمو جمع کنی روی هم به اندازه یک دهم دخترها هم نمی شه. شایان در جواب سوال من که ازش پرسیدم چرا فقط با یکیدوستی نمی کنی گفت: هم من و هم خودت می دونیم که پسر تنوع طلبه. در نگاه اول که یه دختر رو می بینه یه احساس خاص که شاید از روی غریضه باشه نسبت به اون پیدا می کنه، وقتی که ارتباط لازم با اون دختر رو حالا به هر طریقی تونست به وجود بیاره یعنی به خواستش رسیده و اینجاست که باید بره سراغ کیس جدیدتر. ازش پرسیدم دوستای دخترت تا به حال متوجه این نوع نگرشت نشدن در جواب در حالی که دستشو لای موهای سیخ سیخش برد گفت: ای بابا این یه قدرته، یه مثل قدیمی می گه اگه می خوای دیده نشی تو چشم باش. این قاعده منو خیلی تو این جور رابطه ها کمک کرده. شایان در ادامه گفت خیلی از دخترها دوست داشتن با من تیریپ لاو بریزنو رو سرم خراب بشن و با من ازدواج کنن ولی من زرنگ تر از اون هستم که دم به این تله ها بدم. ازدواج کیلویی چنده؟ دو روز با این دو روز با اون زندگی رو اینطوری می گذرونیم دیگه. همان طور که در صحبت های شایان دیدیم پسرها در ایجاد رابطه با جنس مخالف به نوعی بازی و گذران وقت با جنس مخالف ایجاد ارتباط می کنند. این در حالی است که بسیاری از دختران غافل از این نوع نگرش فرد، آن پسر را سوار رویاهای خود دانسته و خیانت به او را بزرگترین گناه می شمارند، همین نگرش اولین موقعیت را برای آن فردی که به دید بازیچه به دختر می نگرد فراهم می آورد تا سوء استفاده های مالی و جنسی را از آن فرد را ببرد. در این رابطه باید گفت بسیاری از دختران نیز هستند که برای استفاده از موقعیت مالی طرف مقابل و سوء استفاده از او اقدام به برقراری این ارتباط کرده و در رسیدن به خواسته های خود از مسائل جنسی نیز دریغ نمی کنند. در اینجا می بایست متذکر شد که در هر دو صورت بیشترین آسیب را دختر متحمل می گردد چرا که با ایجاد این رابطه علاوه بر اینکه عفت خود را بازیچه دست کم ارزشان قرار داده بلکه شان و مرتبه خود را در خانواده و اجتماع از دست داده و این رابطه همچون لکه سیاهی تا پایان زندگی همراه او مکی گردد. پسر و دختری که در پی این دست از روابط هستند به نوعی از خلع های عاطفی رنج می برند که این ناشی از عدم مدیریت صحیح عاطفی خانواده است. وقتی پدر خانواده از صبح تا شب در حال کار کردن است دیگر وقتی برای هم نفس شدن با دختر خویش را ندارد. لذا دختر تشنه محبت مردانه و یا به عبارتی به دنبال تکیه گاهی است که آن را در خانه یافت نمی کند. با ورود به این مساله نقش دولت در این دست ازروبط بسیار پررنگ تر می شود به گونه ای که اگر فرد از معاش مناسبی برخوردار باشد دیگر لازم نیست از صبح تا شب را در محل کار بگذراند و دیگر وقتی برای اعضاء خانواده خود نداشته باشد. پس عامل اقتصادی یکی از مهمترین عواملی است که می تواند به وجود آورنده معظلی به نام دوستی های خیابانی باشد ولی ین عامل تنها مورد نیست چرا که پدیده دوستی در بین اقشار پر درآمد جامعه نیز به وفور به چشم می خورد به طوری که هم اکنون انواع کلیپ های مبتذل از این گونه روابط در پارتی های شبانه پخش گردیده است. دوستی های خیابانی، عاری از شکوفایی محبت و عشق واقعی است. اگر هم به ازدواج منتهی شود پشتوانه عشق و محبت نداشته و جامعه را دچار مشکلاتی می کند؛ در تجربه این دوستی ها، فرصتی برای انتخاب و شناخت یکدیگر به وجود نمی آید و افراد نمی توانند عاقلانه و آگاهانه یکدیگر را بشناسند و انتخاب کنند. اگر هم به اجبار ازدواجی هم صورت گیرد پس از مدتی کوتاه به جدایی منتهی می شود که افزایش آمار طلاق در این زمینه منجر به بروز نابسامانی هایی در بطن جامعه می شود و ناهنجاری های زیادی را در پی خواهد داشت. باید گفت بسیاری از فجایعی همچون تجاوز به عنف و باجگیری ناشی از همین روابط می باشد به این صورت که هر روزه در اخبار می شنویم دوستی خیابانی منجر به قتل دختر جوان شد، جوانی با استفاده از عکس های دوست دخترش اقدام به باجگیری کرد و ... بنا به گفته مدیر کل مبارزه با جرائم جنایی ناجا بنابر آخرین آمار نیروی انتظامی 40 درصد از فجایع تجاوز به عنف در پی برقراری دوستی های پنهانی و خیابانی یا وعده ازدواج اتفاق می افتد. مناسب به نظر می رسد با فراهم آوردن محیط دوستانه در خانه، دوستی و احترام بین پدر و مادر، آموختن نظم و انظباط، خویشتنداری و قواعد اخلاقی به کودکان از گرایش های زود هنگام و و نابه جای نوجوانان به دوستی های خیابانی و جستجوی عاطفه در خیابان پیشگیری کرد. خوب است پدران و مادران چنان به کودکان و نوجوانان خویش نزدیک باشند که آنان بتوانند دغدغه ها و گرفتاری های خود را با والدینشان در میان بگذارند. تقویت ارزش های اخلاقی، معنوی، انسانی و سست شدن معیارهای صرفا مادی در نظر جوانان، تقویت و توسعه مراکز ورزشی و تفریحی و برنامه ریزی صحیح برای اوقات فراغت جوانان، ارائه خدمات رفاهی و اجتماعی جهت بر طرف کردن کمبودهای عاطفی نوجوانان، پرورش احساس عزت نفس اعتماد به نفس نوجوانان در خانواده و مدرسه، بهسازی وضع خانواده ها از طریق تماس با کارشناسان متخصص در امور خانواده، استفاده از فیلم های تربیتی از جمله روش های تربیتی موثر برای دختران و پسران جوان است. + نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388 15:54 توسط مصطفی خدابخشی |
يا مترو يا چهار باغ همه به وضوح مي دانند كه استفاده از امكانات شهري همچون مترو مي تواند تاثيرات بسياري از جمله كاهش تردد درون شهري و كاهش آلودگي هوا را به همراه داشته باشد ولي در اين رابطه مي بايست به بعضي از مسائل توجه ويژه نمود و مصلحت را فداي منفعت نكرد. مترو شهري اصفهان يكي از نمونه هاي بارزي است كه اين روزها جايگاه ويژه اي را در عرصه مطبوعات به خود اختصاص داده به گونه اي كه هر كس به نوبه خود براي حفظ آثار در معرض خطر اين شهر اقدامي را انجام داده و مسئولين را از اين رويكرد اشتباه آگاه نموده است. ولي با تمام اين موارد و دخالت هاي سازمان ميراث فرهنگي مبتني بر اينكه مترو از چهار باغ عباسي عبور نخواهد كرد همچنان ما شاهد مواضع متفاوت مسئولين شهري اصفهان هستيم. پا فشاري در انجام امري اشتباه تا چه حد ضروري است كه مسئولين شهري اصفهان با صراحت بيان نموده اند كه مردم تكليف خود را مشخص نمايند يا مترو مي خواهند و يا چهار باغ و درخت. به هر صورت حفظ آثار ملي يكي از وظايفي است كه هر ايراني موظف به انجام آن مي باشد. طبق يكي از اصول قانون اساسي هر شخصي به آثار تاريخي تجاوز و يا اينكه حريم آن را مورد تعرض قرار دهد مي بايست فعاليت هاي خود را متوقف نمايد و يا در غير اين صورت تحت تعقيب قرار خواهد گرفت. با توجه به اين موارد چگونه مسئولين شهري اصفهان همچنان كار خود را ادامه داده و از تعرضات دست نمي كشند. به هر حال اميدواريم مسئولان شهري وقتي به خود نيايند كه ديگر كار از كار گذشته و ديگر خبري از پل الله ورديخان نباشد تا بخواهند به گفته خودشان بنايي بسازند كه مانند 33 پل باشد. اين شهر موزه اي از توانمندي هاي ايران كهن است و تمامي ما اين مسئوليت را داريم كه آثار آن را حفظ و تقويت نماييم نه اينكه با فعاليت هاي خود پايه هاي آنها را سست و فرهنگ خود را به تاراج بگذاريم. + نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 10:58 توسط مصطفی خدابخشی |
تهران تشنه مترو در 120 سال پیش اولین جرقه های احداث خطوط راه آهن شهری با تاسیس تراموا این امید را به ساکنان شهرها داد که در زمانی نچندان دور بتوانند شرق و غرب و شمال و جنوب شهر را در دقایقی کوتاه طی نمایند و از اتلاف وقت جلوگیری نمایند. این مقوله در سال 1320 به طور جدی تر نظر مسئولین دولتي را به خود جلب نمود تا اینکه 39 سال بعد يعني در 15 تیر ماه 1359، لایحه قانون تأسیس شرکت راه آهن شهری به تصویب شورای انقلاب رسید و به شهرداری تهران ابلاغ شد، اما به دلیل بروز جنگ تحميلي، در تاریخ 12 اسفند 1360 عملیات اجرایی مترو به طور کامل متوقف شد. سرانجام فعالیت مجدد مترو در اول تیر ماه 1365 آغاز شد و نخستین مرحله از چهار خط پیشنهادی احداث خط یک و خط دو به مورد اجرا گذاشته شد. متروی تهران پس از یک دوره طولانی، در 1378 از مبدأ میدان امامخمینی تا میدان صادقیه، جهت اتصال مرکز به غرب، افتتاح شد. در حال حاضر چهار خط مترو بهاین ترتیب، خط یک از ميرداماد تا حرم مطهر امام خمینی ( ره )، خط دو از ميدان صادقيه تا دانشگاه علم و صنعت، خط پنج از صادقیه تا کرج و خط چهار از میدان شهدا تا ميدان فردوسی فعال می باشد. با وجود این 4 خط که به طور مداوم در حال فعالیت می باشند ما همچنان شاهد وجود معضل عظیمی به نام ترافیک در سطح شهر می باشیم. لازمه توجه به مقوله ای به نام مترو امری اجتناب ناپذیر می نماید چرا که هر روزه بر تعداد مصرف کنندگان و یا به عبارتی تعداد مسافران این وسیله نقلیه عمومی در حال افزایش می باشد. توجه مسئولان امر در اختصاص بودجه برای تجهیز هرچه بیشتر این تاسیسات بسیار ضروری به نظر می رسد تا از این طریق دیگر نیازی نباشد تا پلیس راهور با اجرای طرح هایی شکست خورده همچون طرح ترافیک و قفل زدن بر چرخ های بی جان اتومبیل ها خود و مردم را خسته نماید و باز ببیند که در اندر خم کوچه اول گیر نموده است. + نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 10:54 توسط مصطفی خدابخشی |
جستجوي نان حلال در زير زمين با كيسه نايلوني سياه جلوي من ايستاده و منتظر ورود قطار به ايستگاه مترو است. از وجناتش مشخص است كه از صبح سر پا بوده و از اين كوپه به آن كوپه رفته. يكي از مامورين مترو – از همان هايي كه با جليقه سبز در مترو مي ايستند - به وي نزديك مي شود و با آرامش مي گويد خواهر من، تورو خدا دست از سر ما بردار مترو رو از اين شلوغ تر نكن. زن با قدري عصبانيت كه مي شود التماس را هم در كلامش احساس كرد، مي گويد: پس شكم گشنه بچه هامو كي پر كنه؟ اگه اين كارو نكنم چي كار كنم؟ سوار قطار مي شوم و خيره به زن فروشنده منتظر مي مانم كه ببينم چه مي فروشد . دست در كيسه مي كند و تعدادي جوراب مردانه بيرون مي كشد؛ 5 تا هزار، جنسش عاليه، تو رو خدا ازم بخريد... با همين كلمات از من دور مي شود و به كابين ديگري مي رود تا شايد در آنجا مشتري بيشتري پيدا كند. هنوز در فكر نوع كار و سختي هايي كه متوجه اين خانم هست بودم كه يك دفعه يكي، يك تكه كاغذ بر روي دستم گذاشت و چند تاي ديگر نيز روي دست بغل دستي هايم و دور شد. شايد سنش به 15 سال هم نمي رسيد ... ورق را برگرداندم، فال بود. با خود گفتم اين تكه كاغذ چگونه مي تواند شكم گرسنه اين كودك و خانواده اش را سير كند. دو دقيقه بعد برگشت، 200 تومان از جيبم در آوردم و به وي دادم مسير رفته را باز مي گشت و اگر كسي پول نمي داد فال را پس مي گرفت، بدون هيچ حرف و كلامي. فراموش كرده بودم كه هر از چند گاهي از بلندگوهاي مترو اعلام مي كنند كه "مسافرين محترم! لطفاْ جهت داشتن فضایی آرام در محیط مترو از خریداری اجناس دستفروشان و کمک به متکدیان خودداری فرمائید." شايد اگر جمله را واقعا مي شنيديم، من هم فال دخترك را پس مي دادم ... من مزد حلال مي خواهم جلوی در ایستاده ام و قطار حرکت می کند. عکسم مي افتد در شيشه و شیشه ها مي خواهند مرا را با خود ببرند ولي حيف كه نمي شود. در اين لحظه در اعماق وجودم آرزو مي كنم كه حرکتِ قطار هزار سال طول بکشد. چون من از قطار جا مانده ام و نمي توانم اجناسم را به فروش برسانم. اين ها صحبت هاي مريم است. كسي كه دانشجو بودن را براي خود افتخار مي داند و براي درآوردن خرج و مخارجش كار مي كند. مريم همان كسي كه در اينترنت براي خود وبلاگ دارد و هر از چند گاهي براي آرامش خود مطالبي را مي نويسد، مي گويد وقتي مي خواهم در ايستگاه ابتدايي سوار قطار شوم در بين جمعيت حرف هاي بسياري را مي شنوم كه بسيار آزارم مي دهد. حرفهايي مثل "گدايي هم به روز شده؛ تو ديگر بين اين همه جمعيت چه مي خواهي؟"، " كم به ما سر درد مي دهند كه حالا با اين جنس هايت جاي ما را هم تنگ كرده اي؟" اين حرف ها بسيار آزارم مي دهد مگر من انسان نيستم؟ چرا همه شغل مرا معيار برخورد با من قرار مي دهند؟ مگر كسب حلال جرم است؟ درست است كه شغل ما براي مردم مزاحمت ايجاد مي كند ولي از هزار كار ديگر و خيانت به خانواده كه بهتر است. من نمي توانم اين را به خود به قبولانم كه به خاطر ضعف مالي تن خود را به گناه آغشته كنم. من مزد حلال مي خواهم. فقط کاش مردم بدانند وقتی با کسی حرف می زنند جدای از اینکه چه شغل و چه شرایطی دارد، اول يك آدم است. شايد آن فرد كه با نيش و كنايه با او رفتار مي كنيم دلش به سادگي بشكند و اين دل شكستن گناه بزرگيست مريم در حالي كه بازوي راستش را مالش و سرش را باافتخار تكان مي دهد مي گويد، آري چند روز پيش اجناس زيادي خريداري كرده و با خود براي فروش به مترو آورده بودم از سنگينيش بازويم كبود شده بود وقتي كه به خانه برگشتم پدرم با نگراني خاصي مرا نگاه مي كرد،يك گوشه نشست و بغض كرد دلم مي خواست فرياد بزنم: بابا جونم! الهي كه من فدات بشم! اين كبودي ها از اثرات اون كولهي سنگينه كه مجبورم هي بندازمش و هي برش دارم دختري كه تو بزرگ كردي عاقلتر و عاشقتر از اونه كه به تو خيانت كنه. مريم يكي از دست فروش هاي مترو است كه سفره دلش را پيش من باز كرد. دردي كه شايد اگر در سينه هر يك از ما كه با نگاه تحقير آميز به آنها نگاه مي كنيم بود تاب تحمل نمي آورديم. درست است كه در عامه مردم دستفروشي به عنوان يك نوع تكدي گري شناخته شده است ولي آيا در اين راستا نمي توان سيستمي را تعريف كرد تا دختراني مثل مريم را كه براي كسب روزي حلال كار مي كنند را شناسايي كرد؟ آيا غير از اين است كه اين دست از زنان كه در محيط هايي هعمچون مترو در حال تردد و كار هستند در معرض خطر بيشتري قرار دارند؟ واقعيت همين است كه بسياري از زنان براي جبران كمبودهاى مالى ناچارند به دنبال يك پايگاه اقتصادى هر چند موقت و گذرا براي كسب درآمد باشند تا گوشه هايى از نياز مالى خود را جبران كنند. هستند دخترك هاي كبريت فروشي كه در اين دالان هاي زير زميني كار مي كنند و ما حتي به انها نظري اجمالي نداريم. كودكاني كه به جاي تحصيل در واگن هاي مترو درس سير كردن شكم را مي آموزند تا شايد از اين طريق درد بي سرپرستي و يا بد سرپرستي را از سر خانواده خود بردارند. آري اين كودكان هستند. + نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 10:40 توسط مصطفی خدابخشی |
موزه زمان تلفیقی از هنر و صنعت " تماشاگه زمان " تنها موزه تخصصی زمان سنجی درایران، درخردادماه سال 1387 هجری شمسی به همت موسسه فرهنگی موزه های بنیاد، فعالیت خویش را درزمینه نمایش سیرتکاملی ابزارهای زمان سنجی آغازنمود. ساختمان موزه با حدود 700 مترمربع زیربنا درمحوطه ای با مساحت حدود 5000 مترمربع احداث شده است که به لحاظ دارا بودن هنرهای گچ بری – کاشی کاری – مقرنس و گره چینی ازبناهای برجسته به شمارمی رود. بنای موزه، ساختمانی دوطبقه، متعلق به شخصی به نام حاج حسین خدا داد بوده است که ایشان این ملک را درسال 1342 ازفردی به نام مهدی منصورخریداری نمودند. این بنا قدیمی و حدود 80 سال قدمت دارد و پیشینه این باغ که درزعفرانیه واقع شده به دوره محمدشاه و ناصرالدین شاه برمی گردد. ساختمان ازخشت و گل ساخته شده بود و اسکلتی چوبی داشت ولی به طورکلی مورد مرمت قرارگرفت و به صورت اسکلت آهنی درآمد و تغییراتی نیزدرداخل بنا صورت پذیرفت. گچبری این بنا تلفیقی ازسبک ایرانی و فرنگی است. نمای بیرونی ساختمان مانند سردرها و حاشیه آنها ترکیبی ازسبک قاجاریه و سبک جدید است. درقسمت های داخلی بنا نظیرسقف طبقه اول و ستون ها، گچبری برروی آینه انجام شده که جذابیت خاصی دارد. گچبری ستون های طبقه اول را استاد نعمت، شکل بندی و قاب بندی سقف را آقایان استاد حبیب و حاج عبدال...، سقف سالن اصلی را حاج عبدالکریم نوید تهرانی، دورپنجره ها و درب ها درقسمت خارجی ساختمان سقف پاگرد طبقه اول را آقای یحیی پور و بخشی از سرسرا را حاج علی شیخی انجام داده اند. ازدیگرشاخص های هنری این بنا می توان به هنرگره چینی چوبی درها و پنجره ها اشاره کرد که کاردستان هنرمند استادانی همچون حاج محمد کاشی و استاد حسین است. برروی دیوارهای اطراف این بنا آجرکاری ها و مقرنس کاری های زیبایی انجام شده است. درداخل بنا اتاقی بسیاربا شکوه چشم هربیننده ای را خیره می کند که به اتاق اصفهانی ها معروف می باشد. طرح گچبری این اتاق برگرفته ازاتاق موزیک کاخ عالی قاپوی اصفهان و به سبک دوره صفویه می باشد. گچبری اتاق اصفهانی ها به مدت 3 سال ( 1356- 1353 هجری شمسی ) طول کشید. طرح های این اتاق به تشعیر معروفند که طراح آن آقای عیسی بهادری ازشاگردان کمال الملک بودند. دراین اتاق تابلویی بسیارزیبا با نام تابلوی آفرینش گچبری شده است گوشه های سقف نیز مقرنس سه پایه ای با روکش طلا کارشده که دراین روکش 99% مس و 1% کلا به کاررفته است. گچبری این مکان حدود ده سال به طول انجامید که حاصل زحمات هنرمندان ایرانی است. این مجموعه تلفیقی از هنر و صنعت است که چشم هربیننده ای را خیره می سازد. + نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 15:58 توسط مصطفی خدابخشی |
نیاز امروز معماری مصاحبه اختصاصی با دکترمحمود گلابچی پژوهشگر برجسته دانشگاه های کشور اشاره: به مناسبت هفته پژوهش، مراسمی با عنوان تجلیل ازپژوهشگران برترکشور، درسالن اجلاس سران کشوربرگزارگردید. دراین مراسم رییس جمهوربا اهداء لوح سپاس ازاندیشمندان و نخبگان پژوهشی کشورتقدیرو تشکرنمود. دراین مراسم، یکی ازبزرگان معماری کشورنیز به عنوان پژوهشگربرجسته دانشگاه های کشورانتخاب گردید. این استاد معماری کسی نبود جزدکترمحمود گلابچی رییس شورای فن آوری های نوین ساختمانی و عضوشورای تدوین مقررات ملی ساختمان. دکترمحمود گلابچی لیسانس و فوق لیسانس خود را دردانشکده فنی دانشگاه تهران با رتبه اول دررشته معماری اخذ نمود و توانست دکتری خود را درزمینه مهندسی راه و ساختمان کسب نماید. وی انتخاب خود به عنوان پژوهشگربرجسته کشوری را به خاطرحجم بالای فعالیت های علمی و پژوهشی اش دانست و گفت: من تاکنون 80 مقاله درمجلات علمی و بین المللی به چاپ رسانده ام که 30 مقاله درمجلات علمی، پژوهشی و مجلات ISI ایران و سایرکشورها چاپ شده است. دکترگلابچی تاسیس رشته های تکنولوژی معماری، رشته مدیریت پروژه و ساخت سردبیری مجله ای به نام International journal را ازدیگرعوامل انتخاب خود به عنوان پژوهشگر برجسته برشمرد و گفت: هرکدام ازاین فعالیت ها درسطح خود دارای امتیازی ویژه می باشد که به علت بالا بودن امتیازات علمی این عنوان به بنده اختصاص داده شد. وی درادامه خطاب به جوانان معماری کشورگفت: معمارانی که به تازگی پا به عرصه گذاشته اند می بایست سیرتحولات تاریخ معماری ایران را به طورهم زمان با سیرتاریخ تحولات معماری جهان مورد مطالعه و بررسی قراردهند تا ازاین طریق دیدگاهی وسیع و گسترده را درمعماری کسب نمایند. نه تنها ازاین طریق می توانند برای مسائل روز راه حل و روش مناسب را انتخاب کنند بلکه می توانند طرح هایی را که واجد ویژگی های مورد نیاز برای طراحی های آینده کشوراست را طرح نمایند. پژوهشگربرجسته دانشگاه های کشورایجاد قطب علمی فن آوری معماری دردانشگاه تهران را یکی ازاقدامات خود برای کشف استعداد های معماری کشوردانست و گفت: ما درسال گذشته دو کنفرانس بین المللی تحت عناوین کنفرانس سازه و معماری و کنفرانس سازه های فضا کار برگزارنمودیم که بیش از 1200 نفر از سخنرانان داخلی وخارجی درهریک ازآنها شرکت نمودند. وی درادامه افزود: انتشارکتاب هایی همچون سازه درمعماری، درک رفتارسازه ها ، سازه های مشبک فضایی، سیستم های ساختمانی فضایی و ... ازجمله فعالیت های دیگری است که استعدادهای جوان کشور می توانند با استفاده ازآنها به وظایف معماران حال حاضر جهان واقف شوند. وی عدم پیروی معماری جدید کشورازمعماری کهن را یکی ازمشکلات روزمعماری کشور دانست و گفت: امروزه ارزش های پایداردرمعماری ما به نحوی مطلوب مورد استفاده قرار نمی گیرند. معماری ما درگذشته ازویژگی هایی همچون اصالت و هویت برخورداربود که امروزه این ارزش ها درجایگاه حقیقی خود قرارنگرفته اند. وی گفت: ما به مانند گذشته نباید فقط به فکرساخت خانه باشیم و به این شکل نیزعمل نکنیم که معماری امروزما ازمعماری گذشته تقلید نماید. ما درمعماری امروزنباید به دنبال عناصر موجود درمعماری گذشته باشیم بلکه باید این ارزش ها را درمعماری شناسایی کنیم و با استفاده ازآن ارزش ها معماری مناسب امروز را شکل دهیم. وی درادامه یک دوران تحول و گذار را برای معماری قائل شد و گفت: ما درحال ورود به دوره ای جدید ازمعماری هستیم به گونه ای که فن آوری های نوین درخدمت ساخت وساز قرارگرفته اند. درآینده ای نزدیک شاهد خواهیم بود که به جای آجرازروش ها و مصالح جدید استفاده می گردد و بتن جای خود را به نوع دیگری ازمصالح خواهد داد. این حرکت درجامعه ما ناگزیر اتفاق می افتد چرا که الزامات صرفه جویی انرژی چنین مصالحی را می طلبد. عضو شورای تدوین مقررات ملی ساختمان درادامه ضرورت ها و الزامات تامین حداقل های مسکن را یکی ازدلایل عدم توجه به معنویت ساخت دانست و گفت: طبق آمارارایه شده از سوی سازمان آمارکشورما حدود 03/17 میلیون خانوار درکشورداریم که ازاین تعداد 08/15 میلیون خانه دارهستند، یعنی چیزی بالغ بر5/1 میلیون خانوارنیازبه مسکن دارند. وی با اشاره به این که می بایست ظرفیت های تولید مسکن درکشورافزایش یابد تا ازاین طریق هرکس با توجه به تمایلات شخصی بتواند خانه ای را مطابق با آرامش درونی خود طراحی کند، گفت: ما دربرنامه پنجم توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورمی بایست موضوع ساخت و ساز را محوربرنامه توسعه قراردهیم تا ازاین طریق بتوانیم ازدرآمدهای ناخالص داخلی استفاده بیشتری کنیم و کمبود 800 هزار واحدی خود درسال را ازبین ببریم. + نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 15:49 توسط مصطفی خدابخشی |
|
| |||||